ياسنت لويى رابينو ( مترجم : غلامعلى وحيد مازندرانى )
30
مازندران و استرآباد ( فارسى )
به طهران كه از دامنه شرقى دماوند عبور مىكند و بوسيله گاستيگر خان « 1 » مهندس اتريشى كه در خدمت ناصر الدين شاه بود ساخته شده است . ديگر راه بارفروش به طهران از طريق سوادكوه است كه در امتداد جاده سنگفرش قديمى است و هر دو نسبة راه خوبى است . راه سنگفرش معروف در سال 1031 هجرى « 2 » تمام شد و آن جادهايست كه شاه عباس به ميرزا محمد تقى وزير مازندران امر داده بود از فرح آباد در كنار بحر خزر به خوار از طريق سارى ، على آباد ، سوادكوه ، هلى رود و فيروز كوه بسازد كه مجموع طول آن تخمينا 45 فرسخ بود و به نه منزل تقسيم ميگرديد . يك جاده سنگفرش ديگر در همان موقع از جاجرم به دشت مغان ساخته شد كه از ميان تمام ولايات ايران واقع در ساحل جنوبى درياى خزر عبور ميكرد . اين جاده سنگفرشى داشت كه معمولا عرضش بيست پا بود و گويا در ساختن آن دقت بسيار نموده و زحمت زياد كشيده بودند و سراسر آن را با سنگهاى درشتى فرش كردند كه از رودخانهايى كه از ميان جلگههاى پرجنگل جارى است آورده بودند . براى خشك نگاهداشتن اين راهها گودالهاى عميق در دو طرف آن كنده بودند و با حصار محكمى از شاخههاى درختان انار صحرايى كه خاردار است و قابل نفوذ نيست پرچين شده بود . ولى اين جاده را به قدر كافى از سطح زمين بلندتر نساخته و براى جريان آب از يك طرف سنگفرش به سمت ديگر آبروهايى تهيه ننموده بودند . اين وضع ، بعلاوه بىعلاقهگى حتمى كه ايرانيان نسبت به كار تعميرات دارند آن راه را بصورتيكه اكنون هست درآورده است و اين جاده كه نشانهء عقل و درايت سلطانى با تدبير است در عين حال نمونه تأسفآورى است از بىقيدى و اهمال جانشينهاى متعدد او . « 15 »
--> ( 1 ) - Gasteiger ( 2 ) - تاريخ اتمام راه سنگفرش مزبور در ماده تاريخ آن ( كار خير ) مساوى با 1031 هجرى قيد شده و ( امر خير ) كه برابر با 1051 مىباشد و چند نفر از نويسندگان ذكر نمودهاند درست نيست .